تبليغاتX
قلب پر درد




نويسندگان
<عاشق> <-عشق->



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



::..:..::



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





یتیمان


ياد دارم در غروب سرد سرد ، مي گذشت از كوچه ما دورگرد، داد مي زد كهنه قالي مي خرم ، دسته دوم جنس عالي مي خرم ، كاسه ظرف سفالي مي خرم ، گر نداري كوزه خالي مي خرم ، اشك در چشمهاي بابا حلقه زد ، عاقبت آهي كشيد بغضش شكست اول ماه است و نان در سفره نيست ، اي خدا شكرت ولي اين زندگيست ، بوي نان تازه هوشش برده بود ، اتفاقا مادرم هم روزه بود ، خواهرم بي روسري بيرون دويد ، گفت آقا كوزه خالي سفره خالي مي خري؟

[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 6:20 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





تولد سپیده جونم

سپیده ی خوبم سلام

تولدت رو از صمیم قلب تبریک میگم عزیز دلم

               دوست داشتم کنارت باشم تو این روز قشنگ اما حالا

                           از راه دور از نو شکفتنت رو بهت تبریک میگم گل خوشگلم

                                                             امیدوارم به بهترین ها برسی.

                                                                                   مشتاقانه منتظر دیدارت هستم عزیزم


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 5:42 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





راز

راز اول عشق:

راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده ی احساس وتفکری قوی است. میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه ی محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.

راز دوم عشق:

راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند،اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.

راز سوم عشق:

راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است .

راز چهارم عشق:

راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين كنيد . بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيبايي برويد . ضمنا" فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرزه ي عادت ها شود .براي آنكه عشق همواره با طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه كرد.

راز پنجم عشق:

راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار.

راز ششم عشق:

راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگيت را خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه اي كوچك ، تحسين ،لبخندي از روي محبت . نگذار كه جويبار محبت تان از كمي باران ، بخشكد .

رازهفتم عشق:

راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد نبري . آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافات كوچك و زود گذر نيست ؟

رازهشتم عشق:

راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني . هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسين كردن غافل مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم . گرچه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

رازنهم عشق:

راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد . كم كم ياد مي گيريد كه بدون كلام رابطه برقرار كنيد .

راز دهم عشق:

راز عشق در اين است كه به عشق ، بيش از يكديگر احترام بگذاريد ، زيرا عشق هديه ي ازلي خداوند است .

راز یازدهم عشق:

راز عشق در توجه كردن به لحن صداست . براي تقويت گيرايي صدا ، بايد آن را از قلب بيرون بياوري ، سپس رهايش كني تا بلند شود و به سمت پيشاني برود . تارهاي صوتي را آرام و رها نگه دار . اگر احيايات قلبي ات را به وسيله ي صدا بيان كني ، آن صدا باعث ايجاد شادي در ديگري خواهد شد.

راز دوازهم عشق:

راز عشق در اين است كه از يكديگر انتظارات بيجا نداشته باشيد ، زيرا نقص همواره جزء لاينفك است . ذهنت را براي ارزشهايي متمركز كن ، كه شما را به يكديگر نزديك تر مي كند ، نه براي مسائلي كه بين شما را فاصله مي اندازد.

راز سیزدهم عشق:

راز عشق در اين است كه حس تملك را از خود دور كني . در حقيقت هيچ كس نمي تواند مال كسي شود.

راز چهاردهم عشق:

راز عشق در این است که دوری ها را فراموش کنیم این نزدیکی قلب هاست که مهم است.


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 5:35 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





30 شهریور تولد عشقم مبارک

زندگی تولدت مبارک

روز تولدت شدو نیستم اما کنار تو

کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روزو پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

می خوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم

من باشمو تو باشیو فرشته های آسمون

چراغونیه جشنمون ستاره های کهکشون

به جای شمع میخوام برات غمهاتو آتیش بزنم

هر چی غمو غصه داری یک شبه آتیش بزنم

تو غمهاتو فوت بکنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نورو ستاره بکارم

کهکشونو ستاره هاش دریا و موج و ماهیاش

بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطرههاش

با هفت آسمون پر از گلای میخک

بال فرشته هاو عشق و اشتیاق و پولک

عاشقتو یه قلب بی قرارو کوچک

فقط میخوان بهت بگن

                   

               

                

تولدت مبارک

عزیزم امیدوارم کشتی زندگیت تو بهترین ساحلها لنگر بندازه

و

به جای هرشمعی که  خاموش کردی خدا یه آرزوی روشن بهت هدیه بده

          از ته قلب وبا تموم وجودم دوست دارم  


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 5:22 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





زن

ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس

 

چند زن داشته باشد

 

به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود.

 

ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد

 

 و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 5:16 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





ناز گل من

 

 

وقتی از اونجا می رفتم

توی دلم به خود می گفتم

نکنه تو رو نبینم

از نگاه تو بیفتم

کاش می شد لحظه آخر

دست گرمتو بگیرم

که اینو بهت می گفتم

که برات می خوام بمیرم

 

 


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 5:13 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





گلنار


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 5:1 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





لحظه ی دیدار یارم

از آنروزی که با تو آشنا شدم
هر روز برگی از تقویم اتاقم میکنم
و عقربه های ساعتم را
هر از گاهی جلو می اندازم
هنوز دلم میخواهد زمان
به آنی بگذرد و تو را دوباره
در موعد مقرر ببینم


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 4:59 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





ترانه

 


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 12:39 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





حسابدار

و هو اسرع الحاسبین(انعام-62)
و او سریع ترین حسابرسان است
به نام خدای حسابگر ، حسابساز، حسابرس و حسابدارِِِ زمین و آسمان و هر آنچه در اوست. هم او که افتتاحیه و اختتامیه همه حسابها و کتابهاست. ترازش همیشه موزون است و موجودیهایش همیشه در فزون. مطالبات مشکوک الوصولی ندارد چه اینکه کسی از قدرت لایزال او نمیتواند بگریزد و استهلاک انباشته محاسبه نمیکند گویا که در حوزه حسابداری او چیزی بی ارزش نمیشود. به کسی مالیات نمیدهد و از کسی به ناحق چیزی نمیگیرد. نه سهامی است و نه تضامنی. هیچ شراکتی با کسی ندارد تک مالکی است و بی رقیب. هیچ تلفیق و ادغام و ترکیبی در حوزه شخصیتش تعریف شدنی نیست. حسابداری تورمی ندارد چه در نظرش ارزشها تغییر ناپذیرند. حسابداریش آنقدر خالص است که دوره مالی در آن تعریف نا شدنی و واحد پولی در آن بی معناست. شخصیتش حوزه محدودی ندارد و ازل و ابد را در بر میگیرد. تداومش یک فرضیه نیست یک فرض و حقیقتی محض است. مدیریتش حسابداری است و حسابداری اش مدیریت که بر مدار عدالت است و به مثقال و ذره هم میرسد و چیزی در آن از قلم نمی افتد. فضل و بخشش اوست که بر مدار اهمیت می چرخد و سرمایه بندگان امیدواری به اوست. و همان است که رهایی بخش آنان از حساب و کتابش خواهد بود، آنجا که مستجاب می گرداند دعای برترین انسانها را در حق همه عالم که الهی عاملنا به فضلک و لا تعاملنا به عدلک

[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 12:23 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





دل گرفته


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 12:15 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





گویند هر که بمیرد فراموش شود       ما زنده ایم و فرا موش شدیم


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 5:44 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





عشق من

 


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 5:35 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





بیات

تقدیم به آنکس نز دیک منو دور از من است.

[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 6:4 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





عاشورا

هنوز هم می توان در دشت خونین کربلا صدای عشق را به راحتی شنید،صدایی که عشاق را مجذوب می کند.همان صدایی که در واقعه ی عاشورا،رزمندگان را به سوی خود فرا می خواند.

هنوز هم می توان در جای جای این خطه ایثارگری و دلدادگی را حس کرد،می توان صدای برقراری عاشقان را از عمق بیابان ها شنید.

هنوز هم می توان آهنگ عارفانه ی نماز شب را از این سر زمین شنید،گر چه از غرش سپاهیان یزید خبری نیست.

خنوز هم می توان صدای خنده ی عاشقان را که به سوی معبود خود پر کشیدند،شنید.آری،هنوز می توان صدای تشنگی دلاورانی که عرصه بر دشمن تنگ کرده و همانند مقتدای خود،حـــســــــین گونه جام شهادت را نوشیدند،شنید.کربلا سرزمین گل یاس است،عطری خاص هنوز در فضای این شهر به مشام می رسد.کربلا دیر گاهی است که منزلگاه عشاق است،آنجا خانه ی دلدار و محور احرار بوده و هست.آری،عاشورا روزی که دل از دردش پاره می شودو اشک عشق بر حسین وحسینیان سرازیر می شود باز از راه رسیدو با رسیدنش یاد آور حماسه ی بزرگ عاشورا شد.آن روزی که حسین(ع)از خون اصغر وضو کرد و وصال روی جانان را آرزو کرد،آن روزی که قیامت قامتی به پا کرد و امام حسین به میثاق خدای خود وفا کرد.آن روزی که کنار لاله های باغ ایثار نماز عشق را در خون ادا کرد ، آن روز،فقط یکتا معبود می دانست که او برای کسب آبروی خود تلاش می کند.امواج پر تلاطم اشک همچون در های گرانبها از مبدایی چون چشم سرازیر می شود،با افتادن هر در مقصدی چون قلب صیقل داده می شود ،مگر نه این است که عشق با اشک سخن می گوید؟

     *   پس کاش هیچ نسلی حتی به خاطر این اشک ها نیز حماسه ی حضور را از یاد نبرد.*

 


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 8:53 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





عشق يعني خون دل يعني جفا. عشق يعني درد و دل يعني صفا. عشق يعني يك شهاب و يك سراب. عشق يعني يك سلام و يك جواب. عشق يعني يك نگاه و يك نياز. عشق يعني عالمي راز و نياز. عشق يعني همچو ليلا خون شدن. يا چو مجنون راهي صحرا شدن عشق يعني تيشه فرهاد ها عشق يعني عالم فرياد ها عشق يعني زخم كوه بيستون عشق يعني ناله هاي درد و خون عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني يكه و تنها شدن. عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هرچه بيني عكس يار عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني حسرت شبهاي گرم عشق يعني ياد يك روياي نرم عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخر خط بهشت عشق يعني گم شدن در لحظه‌ها عشق يعني آبي بي انتها چه زيباست نوشتن وقتي ميداني او ميخواند... چه زيباست سرودن وقتي ميداني او ميشنود... چه زيباست جنون وقتي ميداني او ميبيند


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 7:41 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





سلام

قشنگ ترین سلامها به قشنگ ترین دوست دنیا.......اگه دریا به وسعتش می نازه .....اگه اسمون به عظمتش می نازه .....اگه جنگل به سر سبزیش می نازه .....اگه کوه به استقامتش می نازه ....من هم به داشتن دوستی مثل تو می نازم . .......

[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 7:22 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





کاش بودی...

 کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود.

 دوستان واقعی جواهراتی هستند گرانبها که بدست آوردنشان سخت و نگه داشتنشان سخت تراست.

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی دستانت را به سوی کدام اسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی.


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 7:5 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





یادته

همين كه عزيزت نگاهش رو ازت بگيره و وجودش رو كنارت احساس نكني اونجا مي تونه برات آخر غربت نشيني باشه . نمي دونم چرا اين روزا هر جا كه مي رم مردم دارن يك شعري رو زير لب زمزمه مي كنند ومي گند: غربت من هر چي كه هست از با تو بودن بهتره........خداي من يعني دوري از عزيزت اينقدر مي تونه براشون قشنگ باشه كه حتي براش شعر هم مي گند؟ يادته مي گفتي نبايد از هم خاطره ايي داشته باشيم غافل از اينكه درد و دل با قاب عكست منو تنها نمي ذاشت... وقتي به گوشت رسيد بيا كه داره خودشو مي كشه اومدي و قاب عكستم ازم گرفتي و ديگه بهونه ايي براي زندگي ندارم

[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 4:52 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





قلب

تا قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم

[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 4:30 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





داستان عشق

داستان عشق

چهار شمع بودند که به آرامی میسوختند .
سکوت طوری بر فضای اتاق خیمه زده بود که به وضوح میشد صدای درد دلشان را با یکدیگر شنید .
شمع اول گفت : من «آرامش» هستم ...! هیچ کس نمیتواند از نور من محافظت کند ، بهر حال فکر کنم باید بروم ، چون هیچ دلیلی برای ماندن و بیش از این سوختن نمیبینم ...
رفته رفته شعله اش کم نور و کم نور تر شد تا اینکه بطور کامل از بین رفت ( خاموش شد )
شمع دوم گفت : من «ایمان» هستم .. گمان نکنم تا مدت زیادی بمانم ، وقت رفتنم فرا رسیده و هیچ دلیلی برای بیشتر از این بودنم باقی نمانده من دیگر برای هیچ کس ارزشی ندارم .
تا صحبتهایش تمام شد ، نسیمی به آرامی وزید و شمع دوم را خاموش کرد .
شمع سوم با غم زیادی شروع به صحبت کرد : من «عشق» هستم .. دیگر قدرتی برای ماندن ندارم ، دیگر کسی به من اهمیت نمیدهد و مردم قدر مرا نمیدانند و فراموش کردند که عشق از همه کس به آنها نزدیک تر است .
بیشتر منتظر نماند و دوام نیاورد ، نورش کاملا از بین رفت و مانند شمعهای قبلی خاموش گشت .
ناگهان کودکی وارد اتاق شد و سه شمع اول را خاموش شده دید
با گریه و اندوه زیادی گفت : ای شمع ها ! ای شمع ها‌! چرا شعله تان خاموش شد و نورتان از بین رفت؟ باید تا ابد روشن بمانید و همه جا را نورانی کنید .. شما را بخدا روشن شوید .. نروید ..
کودک همچنان به اشک ریختن و گفتگو با شمع های خاموش ادامه میداد و التماس میکرد
در آن هنگام بود که شمع چهارم شروع به حرف زدن کرد و گفت :
نترس کوچولوی من ، تا وقتی که من هستم و وجود دارم میتوانم آن سه شمع را روشن کنم و تا همیشه پر نور نگهشان دارم .. زیرا من «امید» هستم .
کودک داستان ما با اشتیاق و شتاب فراوانی شمع چهارم را به دست گرفت و با شعله اش سه شمع خاموش شده را دوباره روشن کرد
آره .. «امید» رو هیچ وقت نباید از زندگیمون برونیم
هر کدوم از ما با کمک «امید» میتونیم از «عشق» و «ایمان» و «آرامش»مون واسه همیشه در دل و زندگیمون نگهداری کنیم .


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 7:40 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





یا امام رضا مدد کن


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 12:35 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





ا خرین دیدار

 در آخرين لحظه ديدار به چشمانت نگاه كردم و گفتم بدان آسمان قلبم با تو يا بي تو بهاريست همان لبخندي كه توان را از من مي ربود بر لبانت زينت بست. و به آرامي از من فاصله گرفتي بي هيچ كلامي. من خاموش به تو نگاه مي كردم و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت زيبا لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه آسمان بهاري يعني ابر باران رعد وبرق و طوفان ناگهاني و اين جمله ،جمله اي بود بدتر


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 4:32 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





زندگی

یاد آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد! خبری از دل پر درد گل یاس نداشت. باید اینجور نوشت : هر گلی هم باشد ... چه شقایق چه گل پیچک و یاس ... زندگی اجبارست!!!

بي‌اراده متولد مي‌شويم. بي‌اختيار زندگي مي‌كنيم. بدون اينكه بخواهيم مي‌ميريم. داريم زندگي مي كنيم و نمي‌تونيم در تولد و مرگ دخالتي داشته باشيم، اما بياييد آنطور كه دوست داريم ديگران را دوست داشته باشيم تا وقتي كه براي هميشه مي‌رويم خاطرمان در ذهنها و خاطره ‌ها باقي بمونه... بياييد دلي رانشكنيم تا نشكنند دلمان را با آرزوي عمري طولاني و شاد براي همه


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 10:21 قبل از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





چند نکته

  1. هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که

 احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد.

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها .

اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي.

ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامکان و بي زمان اما به قدر فهم تو کوچک مي شود و به  

قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو کارگشا مي شود.

از انيشتين پرسيدند : يك مايل چند فوت است؟ پاسخ داد :چرا بايد مغزم را از اطلاعاتي پر كنم كه مي توان در عرض دو دقيقه از هر كتاب مرجعي يافت ذهن انسان براي فكر كردن است نه براي انبار كردن اطلاعات ...

عیدتون مبارک.


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 4:39 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





جدایی

هر موقع خواستي از كسي جدا بشي

 يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار،

 شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه!


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 10:11 قبل از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





 ميروي و من فقط نگاهت ميکنم ، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ،

            بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است.


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 10:9 قبل از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





 کاش مي شد با تو بودن را نوشت ------

تا که زيبا را کشم بر هر چه زشت ------

کاش مي شد روي اين رنگين کمان ------

مي نوشتم تا ابد با من بمان.


[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 9:59 قبل از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





در رنج من نشستی و کوشیدی اشکم چو رنگ خون شقایق شد آن را بجام کردی و نوشیدی چون نام خود بپای تو افکندم افکندیم به دامن دام ننگ آه ... ای الهه کیست که میکوبد اینه امید مرا بر سنگ ؟ در عطر بوسه های گناه آلود رویای آتشین ترا دیدم همراه با نوای غمی شیرین در معبد سکوت تو رقصیدم اما... دریغ و درد که جز حسرت هرگز نبوده باده به جام من افسوس ... ای امید خزان دیده کو تاج پر شکوفه نام من ؟ از من جز این دو دیده اشک آلود آخر بگو...چه مانده که بستانی ؟

[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 12:25 بعد از ظهر | |


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده





 کاشکی تو نگاه آخر عشقو تو چشام میدیدی تو چی کردی با دل من عشقمو انگار ندیدی قلب تو انگاری نشنید التماس اون چشامو تو چی کردی با دل من ندیدی غم نگامو به دلم مونده یه بار یه روز یه جایی بگی می خوامت بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام به نامت

[+] نوشته شده توسط <-عاشق-> در 12:23 بعد از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall